یکبار برایم نوشتے

یکبار برایم نوشتے
دوستت دارم ...
من هزار بار خواندمش ...
هزار بار ضربان قلبم بالا گرفت ...
هزار بار نفس در سینه ام برید ...
هزار بار در وجودم ریشه کرد ...
انگار که هزار بار شنیده ام
انگار که هزار بار نوشته اے...
یکبار در آغوشت کشیدم ...
هزار بار خوابش را دیدم ...
هزار بار تب کردم ...
هزار بار آرام گرفتم
انگار که هزار بار
در آغوشم بوده اے ...
تو یکبار دروغ گفتے...
من دروغت را هزار بار تکرار کردم ...
هزار بار رویا ساختم ...
هزار بار باور کردم ...
انگار خانه ام را روےآب ساخته باشم ...
تو یکبارنبودے ...
من هزاربار دنبالت گشتم ...
هزار بار خاموش بودے ...
هزار بار به در بسته خوردم ...
هزار بار دلم گرفت
انگار که تمام هزارانم را باخته باشم ...
و اما یکباره در دلم فرو ریختے
و من که تو را هزار بار
زندگےکرده بودم هزار بار مردم ...
تو همیشه همان یک بودے ،
یک دوستے ،
یک تب ،
یک رابطه ،
یک تجربه ...
و این من بودم که از یک ،
هزار ساخته بودم ...
دیدگاه ها (۴)

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

«قرار نبود عاشقت بشم» | تک‌پارتی جونکوک 🖤از همون روز اول با ...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

#تکپارتیموضوع:( وقتی مست میاد خونه )ریکی/ا.تساعت از دوازده ش...

مافیای من

چند پارتی

فیک تهیونگ

#playmate p¹¹³●○تهیونگ ویو:هر تیکه از وجودم داشت سمتش میرفت ...

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط