از عارفى پرسیدند: روى نگین انگشترم چه حك كنم كه وقتى شادم

از عارفى پرسیدند: روى نگین انگشترم چه حك كنم كه وقتى شادم به آن بنگرم و وقتى غمگین شدم به آن نظر كنم؟ گفت: حك كن میگذرد...!!!
دیدگاه ها (۳)

یکی ازفانتزی های من اینه که یه روز که سوارمترومیشم میون ازدح...

یه دختـــــــــــــــــــــــر...¤هرچقدم ادعای محکم بودن کنه...

لایق تو کسی نیست جز آن کسی که:تو را انتخاب میکند نه امتحان.....

امروز که امدی از بازار برایم بغض تازه بخر ،چون تمام بغض‌هایم...

بعضی آدم‌ها را وقتی از دست می‌دهی می‌فهمی.تا وقتی هستند،طبیع...

این چشم غره‌های پدر از چیست؟ ... مادر من اشتباه نکردم کهتا چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط