گُفت:ميشناسيش؟؟!!

گُفت:ميشناسيش؟؟!!
صَدتا خاطِره اُمد جِلو چِشمَم
يه لَبخَند زَدم
گُفتَم نه كيه؟؟!...
دیدگاه ها (۳)

http://hn13.asset.aparat.com/aparat-video/d1437d42f53bf1a371...

خیلی بده :-D

〇‌_〇

هعیییی یدقه کل خاطراتم با اون دوستام امد جلو چشمم

پارت هفتم نماد مرگ

رفتیم خواستگاری هرچی زنگ زدیم باز نکردن، زنگ زدم به گوشی پدر...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 194♡⁠。⁠)⁩هر اشک...

بابابزرگم از یه بنده خدایی دلخور بود یهو وسط حرفاش گفت من دی...

جئون نامرا

Part ³⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)کلاهشو...

اتنا

اتنا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط