چندشاتی جونگکوک

چندشاتی جونگکوک

part 1

با خوشحالی وارد سالن ورزشگاه شد..
روی صندلی مخصوصش نشست...

همینطور اسم پسر رو تشویق میکرد ...

بازیکنان وارد زمین بازی شدن...
هردو تیم در مقابل هم..

دختر با تمام وجود تشویق کرد...

بعد از خوندن سرود ملی هر کشور، هر بازیکن به جای خودش رفت..
با سوت داور، شروع به بازی کردن..

با تمام وجود میدوید..
واقعا بازیش محشر بود..

یکی از بهترین بازیکنای جهان بود...

همینطور که پاسکاری قوی داشت..
به سمت دروازه تیپ حریف رفت..

بعد از دقایقی، تونست اولین گل رو به نام خودش ثبت کنه...
با خوشحالی با هم تیمی ها سر تا سر زمین دویدن...

صدای جیغ طرفدار های تیم به هوا رفت..

بعد از ۸۰ دقیقه بازی...

تیم پسر برنده شد..
با خوشحالی و شادی از زمین خارج شدن..

بادیگارد ها دور تا دور پسر رو گرفته بودن

دختر با خوشحالی به سمت پسر دوید..

خیلی سریع پسر رو بغل کرد و خودشو داخل بغل پر از آرامش پسر غرق کرد

لبخند پر رنگی به لبای پسر اومد
دستاشو دور کمر دختر حلقه کرد و دختر رو به خودش نزدیک کرد..

-چطوری بیبی؟

+عالیم عشقممم... وویییییی خیلی خوشحالم
دیدگاه ها (۶۰)

چندشاتی جونگکوکpart ۲-قربونت بشم خب ..+ایش خدانکنههه.. -فکر ...

چندشاتی جونگکوکpart ۳دست دختر رو گرفت و به خونه رفت..لباساش ...

چند شاتی جیمینpart ۳جیمین ات رو سوار‌ماشین کرد و لباس هارو د...

چند شاتی جیمینpart ۲-عه..؟ اوکی..‌خودت خواستیبعد یهو رفت زیر...

I like this mistake.

#بے_صبرانـہ_منتظرتمپارت : 4تهیونگ گفت: میخوام مثل قبل باشیم ...

I like this mistake.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط