کافر به چشم‌های تو باور می‌آورد

کافر به چشم‌های تو باور می‌آورد
آن چشم‌ها که آه مرا بر می‌آورد

من در پی تو هستم و مردم پی بهشت
ایمان شهر، کفر مرا در می‌آورد

عطر تو خوش‌تر است از آن عطرها که باد
از سوی باغ‌های معطر می‌آورد

آتش بزن به خاطره‌هایی که در قفس
پرواز را به یاد کبوتر می‌آورد

عاشق شدم، که تلخی ایام سرنوشت
بی یاد عشق، حوصله را سر می‌آورد ...
دیدگاه ها (۶)

از بعد تو خستگی ترسش ریختهدر نمی رود...◦

انگشتت را هرجای نقشه خواستی بگذارفرقی نمی‌کند تنهایی من عمیق...

بعده مرگه ماهیا ،شر شر بارون نمیخام بعده مردن ،روی قبر ،اشک ...

رفیق اندازه کل تهران حالم ترافیکه👭 🌂

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت سیزدهــم عشق به ت...

قصه تلخ از عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط