من اندر خود نمی یابم که روی از دوست برتابم،

من اندر خود نمی یابم که روی از دوست برتابم،


بدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابم !!


تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقی است،


اگر جانم دریغ آید، نه مشتاقم که کذابم!!
دیدگاه ها (۴)

سحابی «حباب» یکی از حیرت آور ترین صحنه های خلقت است که تصویر...

از آن باده، ندانم چون فنایم،و زان بیجا نمی دانم کجایم !به جا...

ما نه زان مُحتشمانیم که ساغر گیرند،و نه از آن مُفلسکان که بز...

لطف خدا بیشتر از جرم ماست، نکته سربسته چه دانی خموش!! گو...

سفیر کبیر Grand Ambassador

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط