( 3 تفنگدار )
( 3 تفنگدار )
پارت ۲۰
هم زمان باز هم عضو اش را نزدیک تر به هاری و ضربه ای به داخلش زد
، هاری به شدت ناله ای کرد و برای آرام شدن کمی خودش رو بالا میکشید ولی جونگکوک حتی اجازه تکون خوردن اینم را نمیداد و همین هاری را به سمته خودش میکشاند
جونگکوک آروم دم گوش هاری زمزمه کرد
جونگکوک: به نظرت نباید اسمم رو صدا بزنی
هاری تند نفسی کشید و دست رو سینه برهنه جونگکوک گذاشت به سختی لب باز کرد
هاری : جی..ونگ کوک
جونگکوک خبیثانه خندیدو
کم کم ضربههای جونگکوک رنگ سرعت به خودشون گرفتند برای تعادل بیشتر جونگکوک دستش را روی کنار های پهلو هاری روی تخت گذاشت و هاری وضوح عضو همسرش رو تا زیر نافش احساس میکرد
هر دو کمی صدا بلند کردن ولی این در شأن آن ها نبود
موقعیتی که در اون قرار گرفته بودند بشدت لذت میبردند
صدای خوردن بدنهای برهنه هر دو باعث لذت و حرغه به بدنش میداد
عشق بازی جونگکوک و هاری رو دوچندان کرده بود جونگکوک همزمان با زدن عضو خودش درون آن سوراخ با تمامی پر لذت لب های هاری را رویه لب هایش دوخت وخودش را درون
هاری خالی کرد
و بی جون خودش رو روی تخت رها کردچشم به نیم رخ هاری دوخت
ولی این وضعیت دخترا همیشه معلوم بود درد داشتن تو تخت و مرد ها با عشق نگاه کردن بدونه هیچگونه درد یا اذیت شدنی
جونگکوک: میخواهی کمکت کنم ؟
هاری چندین بار پلک زد و سری تکون داد سپس جونگکوک دست رو پهلو های هاری گذاشت و سمته خودش کشاند و روبه خودش
پتو قرمز رنگ را روی خود و هاری کشید سپس رو یک بالشت سر گذاشت ..
پارت ۲۰
هم زمان باز هم عضو اش را نزدیک تر به هاری و ضربه ای به داخلش زد
، هاری به شدت ناله ای کرد و برای آرام شدن کمی خودش رو بالا میکشید ولی جونگکوک حتی اجازه تکون خوردن اینم را نمیداد و همین هاری را به سمته خودش میکشاند
جونگکوک آروم دم گوش هاری زمزمه کرد
جونگکوک: به نظرت نباید اسمم رو صدا بزنی
هاری تند نفسی کشید و دست رو سینه برهنه جونگکوک گذاشت به سختی لب باز کرد
هاری : جی..ونگ کوک
جونگکوک خبیثانه خندیدو
کم کم ضربههای جونگکوک رنگ سرعت به خودشون گرفتند برای تعادل بیشتر جونگکوک دستش را روی کنار های پهلو هاری روی تخت گذاشت و هاری وضوح عضو همسرش رو تا زیر نافش احساس میکرد
هر دو کمی صدا بلند کردن ولی این در شأن آن ها نبود
موقعیتی که در اون قرار گرفته بودند بشدت لذت میبردند
صدای خوردن بدنهای برهنه هر دو باعث لذت و حرغه به بدنش میداد
عشق بازی جونگکوک و هاری رو دوچندان کرده بود جونگکوک همزمان با زدن عضو خودش درون آن سوراخ با تمامی پر لذت لب های هاری را رویه لب هایش دوخت وخودش را درون
هاری خالی کرد
و بی جون خودش رو روی تخت رها کردچشم به نیم رخ هاری دوخت
ولی این وضعیت دخترا همیشه معلوم بود درد داشتن تو تخت و مرد ها با عشق نگاه کردن بدونه هیچگونه درد یا اذیت شدنی
جونگکوک: میخواهی کمکت کنم ؟
هاری چندین بار پلک زد و سری تکون داد سپس جونگکوک دست رو پهلو های هاری گذاشت و سمته خودش کشاند و روبه خودش
پتو قرمز رنگ را روی خود و هاری کشید سپس رو یک بالشت سر گذاشت ..
- ۱۷.۴k
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط