وی و ات داخل یک خونه متروکهی مطلقا تاریک

وی و ا/ت داخل یک خونهٔ متروکه‌ی مطلقا تاریک.
ا/ت: از این جرئت لعنتی متنفرم.
ا/ت: ودف؟ فکر کنم یه روحی، جنی، چیزی داره باسن.مو فشار می‌ده.
تهیونگ:
روح: من اصلاً بهتون نزدیک هم نشدم... تهیونگ بود!!
تهیونگ: ودف؟ تو قول دادی بهش نگی!
روح:
ا/ت:
دیدگاه ها (۰)

‌ا/ت و تهیونگ میرن با.ر.تهیونگ: یه لیوان وودکا برای من...تهی...

اوکی.... ولی چرا بچه رو لیسا گذاشتن؟

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟑𝟖حوصلم سر رفته بود خودم رو با چیزای چر...

۳عاشق پارت ۶ ویو ا/ت رفتم تو سالن دیدم نیست همجا رو داشتم می...

چند پارتی از آرون و ا_ت ✨️اسم فیک: اون پسربد دوست صمیمی منه☘...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط