تو آن شعری که من جایی نمی خوانم که می ترسم

تو آن شعری که من جایی نمی خوانم که می ترسم
به جانت چشم زخم اید چو می گویند تحسینم
دیدگاه ها (۷)

ای عشق! چه در شرح تو جز عشق

ولی زیبایی ادبیات فارسی``

یاد باد آن روزگاران یاد باد...میدانم دیگر نمی‌آید‌‌ ...اما ه...

عشق…یک حالِ خوبِ بی‌دلیل است،در میان تمام زخم‌هایی که زندگی ...

یادت باشد که تو تنها با زخم‌هایت تعریف نمی‌شوی. تو همان نوری...

آن کسی که وابسته به دولت امریکاستو می‌گویند کار بدون آنها جل...

با آدم چشم و دل سیر هرگز به مشکل نمی‌خوری. حرف می‌زنه و عمل ...

ترسم این است که به تو هدیه کنم شعرم را و تو آن را به کسی؛ وا...

‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‹ ࡎادق ه...

قدمهای کوچک اما مداوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط