Mohªmmªð

Mohªmmªð


می روی اما گریز چشم وحشی رنگ تو
راز این اندوه بی آرام نتواند نهفت


می روی خاموش و می پیچد به گوش خسته ام
آنچه با من لرزش لبهای بی تاب تو گفت


چیست ای دلدار این اندوه بی آرام چیست
کز نگاهت می تراود نازدار و شرمگین ؟


آه می لرزد دلم از ناله ای اندوه بار
کیست این بیمار در چشمت که می گرید حزین ؟


چون خزان آرا گل مهتاب رویا رنگ و مست
می شکوفد در نگاهت راز عشقی ناشکیب


وز میان سایه های وحشی اندوه رنگ
خنده می ریزید به چشمت آرزویی دل فریب


چون صفای آسمان در صبح نمناک بهار
می تراود از نگاهت گریه پنهان دوش


آری ای چشم گریز آهنگ سامان سوخته
بر چه گریان گشته بودی دوش ؟ از من وامپوش


بر چه گریان گشته بودی ؟ آه ای چشم سیاه
از تپیدن باز می ماند دل خوش باورم


در گمان اینکه شاید شاید آن اشک نهان
بود در خلوت سرای سینه ات یادآورم
دیدگاه ها (۳)

MªryªM شب همه غم های عالم را خبر کن بنشین و با من گریه سر کن...

حجاب یعنی:تمام زیبایی های تو برای یک نفر......

ای راوی تمام مقاتل چه میکنی در جنگ علیه جبهه ی باطل چه میکن...

MªryªMمـــن از اشـــکی که میریزد ز چشـــم یـــار میترسم از آ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۹

dark life = 13

سه تا رازپارت ۲ | چیزی که هان نمی‌دیدهان بالاخره خودش رو به ...

حمایت نمیشه زیاد خوشگلا

پیمان نقره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط