بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت صدهشت🍷🗡


با دو قدم سریع خودشو بهم رسوند
بی هراس زل زدم به چشماش

من خدمتکاراش نبودم که ازش بپرسم
من از هیچکس نمی‌ترسیدم

فکم‌و گرفت
محکم فشار داد
صورتم از درد رفت توی هم ولی آخ نگفتم

سعی کردم دستشو پس بزنم

نزاشت
سرشو نزدیک کرد و درست کنار گوشم لب زد
+یه بار دیگه سعی کنی برخلاف میل و اراده ی من رفتار کنی مجبور میشم یه طور دیگه ادب کنم

خیلی دوست داشتم بگم برو مادرتو ادب کن

ولی میدونستم این حرفم برابر میشه با خوردن سیلی
و شکستن غرورم

پس سکوت کردم

ولم کرد با حرص
سمت در اتاق رفت و همزمان گفت
+میرم بیرون سریع لباس بپوش بیا پایین

باشه ی آرومی گفتم
که شک داشتم بشنوه

رفت بیرون
که حوله رو انداختم پایین و لباسایی که دستم بود و تنم کردم

موهام و خشک کردم

ریختم دور تا دور کمرم
دیدگاه ها (۳)

بازی درخون 🍷🗡پارت صد نه🍷🗡آروم از پله ها پایین رفتم ندیدم کور...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد ده🍷🗡+مرسی! با اخم گفت _بهت نگفتن وقتی ا...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد هفت🍷🗡چشمام گرد شد چی گفت؟ آخ ، یه حسی ب...

بازی درخون 🍷🗡پارت صدشیش🍷🗡سریع رفتم بیرون با همون حوصله که دی...

وقتی نمیزاشتی …

آهو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط