از من جدا مشو که تمنای من تویی

از من جدا مشو که تمنای من تویی
مهتاب خلوت شب تنهای من تویی

دانم تو آسمانی و من خاک درگهت
آرامش بهانه ی بیجای من تویی

امروز را به یاد تو می آورم بسر
آغاز روز دیگر و فردای من تویی

پیمانه ام تهی است خمارم ز هجر تو
جام و سبو و باده و مینای من تویی

پر پر کنم به راه تو گلهای عمر را
تا بوستان هستی پایای من تویی

موج بلای عشق تو جان را کشد بکام
همچون حباب دورم و دریای من تویی

خندد نسیم صبح به شمع وجود من
باز آ که آخرین دم دنیای من تویی
دیدگاه ها (۲)

من لحظہ لحظہ بودنت را دوست دارمهر جا ڪہ باشد دیدنت را دوست ...

لحظه شفاف صبح...بازی سرخوشانه گنجشک ها...خواب را از سر کاج ه...

همیشه دلم ،برای کسی تنگ است ،،،که هیچ کسی جای خالیش را برایم...

چشمها بستم و با یاد تو بیدار شدماندکی بودم و در عشق تو بسیار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط