«هیچ‌چیز راحتم نمی‌کند. نه دریا، نه آفتاب، نه درخت‌ها، نه

«هیچ‌چیز راحتم نمی‌کند. نه دریا، نه آفتاب، نه درخت‌ها، نه آدم‌ها، نه فیلم‌ها، نه لباس‌هایی که تازه خریده‌ام. نمی‌دانم چه کنم. بروم سرم را به درخت‌ها بکوبم، داد بزنم، گریه کنم؛ نمی‌دانم.»
_فروغ فرخزاد.
دیدگاه ها (۰)

می‌گردی، بین فلسفه‌ می‌گردی، لا‌به‌لای شعر‌ها می‌گردی، داستا...

عزیزم، از مقصدی دور برایت می‌نویسم.اینجا هیچ رنگ آرامش ندارد...

قلب مرا نشکن، محبت مرا بپذیر،زیرا اگر چهارگوشه‌ی دنیا را بگر...

ثبت هرآنچه می‌گذرد و روزی از میان می‌رود اگر زمان را هم شکار...

چـیـزی در مـن گـمـشـده... رنـگـ بــاخـتـه... فـرامـوش شـده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط