پارت 14: من: بقیه کجاااان؟؟ کوکی: آماده به خدمت شما.

پارت 14: من: بقیه کجاااان؟؟ کوکی: آماده به خدمت شما.
من لوووس نشووو. نه جدی؟؟؟ وایسین میخوام غذا درست کنم. کوکی: حرفشم نزن اصلا .من: چرااااا؟؟؟
کوکی: میریم خونه ما همه میان پومی و میا هم میان.
من: خجالت بکشییین. کوکی: واسه چی مگه طوریه؟؟؟
من: نه اصلاااااا ما سه تا دختر تو خونه ای که 7 تا پسر توشن چیکار کنیم اخه؟؟؟؟؟؟؟؟
کوکی: چیکار کنید؟؟؟اووووم ..... حال کنید.
چشامو ریز کردمو نگاش کردم.
کوکی : پاشو ببینممم بدو لباساتو جمع کن میا هم میریم میاریم پاشوووو دیر شد.
من: حالا چون میا و پومی هم میان منم میاااام.
کوکی: هعییی تو پاشو بیا واسه هر کی خواستی بیا.منم شب نمیزارم پلوم بخوابی خودشو لوس میکنه برا من.
من: هه باشه بعد خودت میای التماسم میکنی بات بخوابم.
کوکی: شرط میبندم پاشو حالا.
پا شدم توی یه ساک کوچیک لباسامو برداشتم. کوکی اومد در گوشم آروم گفت: خوشگلم لباس خواب نمیاری؟؟؟؟
من: اگه هم بیارم به تو چی میرسه؟؟؟؟من که پهلوی تو نمیخوابم. پا شد و عصبی داد زد: این نا مردیههههه این زد حقوق بشر که آدم پلوی همسر آیندش نخوابههه.
از خنده ولو شدم روی تخت و دلمو گرفتم.
کوکی: یاااااا نخند به چی میخندی؟؟؟
من: اخه عشق من حقوق بشر و از کجا اوردی حالاااا چه قد تو با نمکیییی.کوکی: تو چطور جرئت میکنی به من بگی با نمک؟؟من یه مردماااا.  بلند شدم و گفتم بریم من آمادم.
کوکی:دختره پررو خیلی خب بریم.  من: پومی پاشو بریم.
پومی: چه خبرههه کجا بریم؟؟؟؟
من: کوکی میگه بریم خونه مااا میا هم میاد.
پومی: باشه بریم ولی چیزه خوووب اخه 7 تا پسر؟؟؟؟
سرمو تکون دادمو رفتم در گوشش گفتم: بدمون که نمیاد نه؟؟؟؟؟    خندید و جواب داد:نه خدایی نمیاااد.
هممون رفتیم سوار ون شدیم.من: نام جون میا چی پس؟؟؟
نام جون: گفته محل کارم بیاید دنبالم خونه نیس.
من: خوب حالا اون که خستس گناه داره.
نام جون  خندیدو گفت: خستگیو از تنش بیرون میکنم.
من: پسر بد نمیزارم شب پلوت بخوابه.
رفتیم در آموزشگاه رقص میا. با یه تیپ خفن یه شلوار چرم و یه کت قرمز براق . براش از پشت شیشه ماشین دست تکون دادم . یه لبخند ملیح زد. از ماشین پیاده شدم دویدم رفتم بغلش کردم.من: واااای میاااا دلم خیلی تنگیده بووود ووووی .میا: هوووو سلام منم دلم تنگ شده بود له کردی من کوچولو رو.  من: حالا فعلا بیا بریم تو ماشین نام جون طاقت نداره دیگه.
رفتیم تو ماشین نشستیم. نام جون بلند شدو گفت:
سلام عشقم بیا بغلم ببینم خاااانومی .
میا: سلام نام جونم خوبی؟؟
نام جون سرشو جلو برد و لباشو رو لبای میا گذاشت.
نام جون: حالا بهتر شدم .من: چیکار میکنین دوستان ولی دمتون گرم خوشم میاد.کوکی از گوشه چشم به من نگا کرد.
خوشت میاد؟؟؟من:اوهوم. خیلی.
دیدگاه ها (۳)

پارت 15: کوکی: امیدوارم خوشت بیاد .چونمو گرفتو لباشو گاز گرف...

بچه ها اومدم بگم احتمالا امشب دیگه نیام برم حموم خخخ خودافظی...

پارت 13: (دیالوگ از زبون کوکی)خیلی از خونه دور نشده بود . 5 ...

پارت 12:جیمین: باشههه منم باور کردم. کوکی: جیمین هیونگ ببین ...

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

رمان مثلث عشقی پارت 9ویو ی بینا + بینا × بله+ وقتی رفتیم خون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط