عشق یک طرفه

عشق یک طرفه
پارت ۱۲💗
از وقتی سویون فهمیده کایان ازش سواستفاده میکرده رفتارش ۳۶۰ درجه تغییر کرده
از اون دختری که خیلی زود اعتماد میکرد و همچیو میگفت
تبدیل شد به
دختری که حتی دیگه به سایه خودشم اعتماد نداره
البته
دیگه اعتماد نکردن و نگفتن اطلاعاتش
هیچ کمکی نمیکنه
چرا؟
چون
اون موقعی که نباید اعتماد میکرد و نباید میگفت
گفت
و الان پشیمونی هیچ سودی نداره
کایان هم فهمیده بود که سویون داره تغییر میکنه و یاد موقعی افتاد که حس میکرد گوشیش یکم جا به جا شده و شک کرد که کسی توی اتاقش بوده و خیلی جدی نگرفت
و تازه
فهمید اون کسی که اون روز توی اتاقش بود
جونگکوک بود
ولی از اونجایی که زورش به جونگکوک نمیرسه
سعی کرد سویون رو که حالا از تمام نقشه هاش خبر داشت تهدید کنه
رفت از اتاقش بیرون درو محکم کوبید و با قوم هایی که زمین زیر پاش میلرزید رفت سمت اتاق تمرین سویون
ولی قبل از اینکه به اونجا برسه
سویون رو دید که توی راهرو داشت میرفت به سمت رستوران کمپانی
کایان با داد و ولعی برای انتقام فریادی زد که دیوار های کمپانی به وضوح می‌لرزید
کایان:سویووون(داد شدید)
سویون فهمیده که دیگه وقت انتقام گرفتن از اون عوضی هست که زندگیشو به فنا داده
برگشت با صدایی که سعی می‌کرد نلرزه و سعی میکرد جدی باشه
سویون:چی میخوای عوضی؟
کایان با سرعت باور نکردنی به سمتش قدم برداشت و وقتی رسیدن اونو چسبوند به دیوار و بین دوتا دستاش محصورش کرد(نگران نباشید قرار نیست چیزی بشه)
کایان:تا دیروز که کایان بود چی شد شدم عوضی
سویون:تو همیشه یه عوضی بودی فقط من دیرفهمیدم
کایان شروع کرد به تهدید کردنش(گشادم حوصله ندارم بنویسم)
خلاصه بگم
تهدیدش کرد که عکسایی که ادیت کرده رو پخش میکنه دربارش شایعه های مختلفی پخش میکنه
توی تهدید کردن‌اش یه صدای قوی و بدون هیچ شک و تردیدی از پشت سرش شنیده شد
_ازش فاصله بگیر همین الان
صدای جونگکوک بود که هیچ لرزشی توش نبود و اونم ولع خاصی برای انتقام از کایان داشت
جونگکوک:کایان خودت خوب میدونی اونقدر ازت مدرک دارم که اگر هرچیزی اشتباه و بد و علیه سویون رو پخش کنی صد برابرش رو درباره تو پخش میکنم
جونگکوک در حالی که به کایان نزدیک میشد ادامه داد
جونگکوک:ولی هممون میدونیم که هرچیزی که تو درباره سویون پخش میکنی شایعه هست
ولی هرچیزی که من درباره تو پخش کنم واقعیت محضه
کایان یه ترسی افتاد توش چشماش ولی سعی کرد نشون نده
دستاشو از دور صورت سویون برداشت و یه قدم به سمت جونگکوک برداشت
سویون ترسید
نه از کایان
بلکه از اینکه کایان بخواد به جونگکوک صدمه بزنه
درسته
همون سویونی که از جونگکوک یه زمانی خوشش میومد و به خاطر سرد بودنش ازش متنفر شد(که هممون میدونیم هیچوقت موفق نبود تو متنفر شدن از جونگکوک)
الان برای اینکه بهش آسیبی نرسه داشت می‌ترسید
و فقط زیرلب یه چیزی گفت
سویون(زیرلب به طوری که شبیه زمزمه بود):جونگکوک لطفا مراقب باش
لیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
خودم خیلی این پارتو دوست داشتم
شما چطور؟
حمایت کنید عشقام🌷
دیدگاه ها (۰)

عشق یک طرفه پارت ۱۳💗کایان شروع کرد همه اون تهدید هایی که به ...

عشق یک طرفه پارت ۱۴💗یه نکته(این پارتو طولانی مینویسم که پارت...

سلاممممامشب منتظر باشید ۴ پارت قراره اپلود کنم خیلیی هیجان ا...

سلام عشقا خوبید؟حالتون چطوره؟خواستم یه چیزی رو بهتون بگممن ه...

عشق یک طرفهپارت ۹💓جونگکوک سعی داشت مدارک زیادی رو علیه کایان...

عشق یک طرفهپارت ۶💗از آشنایی کایان و سویون حدودا ۲ ماه میگذره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط