پارت بیست و پنجم part

پارت بیست و پنجم / part25
تهیونگ : در ماشینو باز کردم و جانکوک نشست.. خواستم کنارش بشینم که..
جانکوک : جلو !
تهیونگ : نگاهمو با نفرت ازش دزدیدم و در جلو رو باز کردم و نشستم.
جانکوک : در رو نبستی..
تهیونگ : داشتم‌دیوونه میشدم از ماشین با عصبانیت پیاده شدم و در رو بستم و سپس جای خودم نشستم.
کل راهو نامجون و جانکوک فقط چند کلمه راجب کار حرف زدن و من سکوت کرده بودم.
نامجون : پس بریم جای همیشگی ؟
جانکوک : آره
نامجون : چشم
تهیونگ : جلوی فروشگاه بزرگی نگه داشت. پیاده شدیم و واردش شدیم.
نگاهی به اطراف انداختم جای خیلی بزرگی بود
جانکوک : نامجون مراقب باش !
نامجون: به روی چشمم قربان مراقبم.
تهیونگ : جانکوک خیلی جدی دستمو گرفتو کشوند به سمت کفش‌ها.
نگاهی انداختم.
فکرکنم جانکوک از هر کدوم یکی داشت شایدم چند تا
چندباری پلک زدم و گفتم : خب بله
جانکوک : کدوم قشنگه ؟
تهیونگ : چشمام به سمت همشون چندباری چرخید، بعد یک دقیقه ای کفشی رو با انگشت اشاره نشون دادمو گفتم : این !
دیگری رو نشون دادم و گفتم : شایدم این .
جانکوک : سایز پات ؟
تهیونگ : چه..چهلو دو !
جانکوک : بشکنی زدمو گفتم : سایز چهل و دو همه اینارو برام بیارید
تهیونگ : چشمام گرد شد : چ...چیی! همشون خیلی زیاده
جانکوک : فقط ساکت شو
تهیونگ : ..
#BTS #Army #Taehyung #V #Jungkook #Jimin #J_hope #Jhope #RM #Jin #Suga #Ho_seok
#بی_تی_اس #آرمی #تهیونگ #وی #کیم_تهیونگ #جونگ_کوک #کوک #کوکی #جئون_جونگ_کوک #رمان #جیمین #موچی #پارک_جیمین #یونگی #شوگا #گربه #پیشی #مین_یونگی #جیهوپ #جانگ_هوسوک #هوسوک #آر_ام #نامجون #کیم_نامجون #جین #کیم_سوک_جین #گی #مافیا #بلک_پینک #لیسا #جنی #رزی #جیسو
دیدگاه ها (۱۱)

پارت بیست و ششم / part26تهیونگ : از اتاق بیرون اومدم .._خوبه...

پارت بیست و هفتم / part27جانکوک : عالیه!تهیونگ : خیلی..بهتون...

پارت بیست و چهآرم / Part24 کوک : دست تهیونگو از روی آرنجم بر...

پارت بیست و سوم / part23کوک : چی میگی دیوونه شدی ؟؟؟جین : می...

1 : 45 a clook

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط