در را باز میکنم

در را باز میکنم

پنجره را باز می کنم

احساس اسارت اما

رهایم نمی کند

این خانه را انگار

از آجرهای یک زندان ساخته اند
دیدگاه ها (۵)

فقط برای تو ساکتــم....!نه اینکــہ فراموشــت کــرده باشــمصب...

خیلی وقته نفسات رو کم دارم واسه من آخه مثل تا کی میشهآخه کی ...

نگات غم توی چشات حالت خنده هات دوست دارمهوات یه وقتا گریه ها...

به پای هم پیر شدیم ؛من و خیال توحمید امجدی

یوحاحا 😈 اسپویل بازمنمی‌دونم حسم گرفته هی بیام اسپویلشون کنم...

⁨⁨تا حالا پشت یه در قدیمی، وارد چند صد سال قبل شدی؟ 👀خانه یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط