آفرین

* آفرین *

خاطری ناشاد را , گرشادکردی آفرین .
کلبه ای ویرانه گر آباد کردی آفرین .

چون رسیدی برسریرِقدرت وفرماندهی.
گر حذراز ظلم و استبدادکردی آفرین .

چون به بامِ قلّه هایِ عشق وآمال و امید.
گلشنِ مِهر و وفا , ایجادکردی آفرین .

مستمندی را اگر پیدا و پنهان , بی ریا.
درگرفتاریّ و غم , امدادکردی آفرین.

گریتیمی را درآن بحبوحه رنج وعذاب.
بانوازشهایِ خود , دلشادکردی آفرین .

فاسق وگمگشته راهی را , به گلزارِادب.
رهنمون گشتیّ و هم ارشادکردی آفرین

مرغِ دام افتاده ای را , ازستمگاهِ قفس .
با پر و بالِ وفا , آزاد کردی آفرین .

چون شدی زیبنده برانوارِ علم ومعرفت.
گرسپاس از محضرِ استادکردی آفرین .

در رهِ خضرِ نبی , هم مهدیِ موعودِخود.
دل خوش ازگلواژه میعادکردی آفرین.

چون سمندِآرزوهایت نشد همگام و رام.
گر اِبا از نِق نِق و ایراد کردی آفرین .

کاخِ این اندرزهایِ دلنشین را, ای عظیم.
چون به تاروپودِ خود بنیادکردی آفرین.

بوسه ها بردست و پایِ آن معلّمهایِ خود
همرهِ بادِ صبا , ایفاد کردی آفرین .
+++++++++++++++++++++++++++++
* منظره زیبای فوق از پروفایل برادرزاده ام پریا خسروی است *
( شاعر = عبدالعظیم عربی )
دیدگاه ها (۱۷)

خواهران و برادران عزیزم:متأسفانه بعلت در گذشت مادرم .چند روز...

با سلام و عرض سپاس از عزیزانی کهابراز همدردی کردند ودراین غم...

*** ادامه: صحرایِ عشق ***ای فلک , بنگر که چرکِ کینه ها .انتق...

عزیزان ای سروده , بیست بیتی است که دردوقسمت میباشد و ثواب آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط