منتظر

منتظر
آن شب بارانیم
شعله شوم
در غم پنهانیم
کاش بیائی و بسوزانیم
شعله شوم باد برقصانیم
منتظر آن شب ظلمانیم
باز تو از عشق بترسانیم
در خاطرت باز بچرخانیم
غم شوم از درد پریشانیم
منتظر آن شب طوفانیم
درد بگیرد دل بارانیم
باز بگوئی که نمی مانیم
دانم و ای عشق نمی دانیم
خسته ام ای کاش بمیرانیم
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

خسته ام یک چای قند پهلو بیار بسته ام دل را به چشمانی خمار س...

در پی آب نباش و تشنه تر شوکه دریای عطش همراه با توست...........

تا غروبی از پس غم می وزیدیاد تو بر خاطراتم می چکید.......می ...

تبسم واژه ای زیباست که بارانی کند دل را گره افتاده در بغضی ک...

فرشته‌ای در قلمرو شیطانpart: 1 ...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۲3

هم اتاقی قدیمی -پارت-۴۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط