میترسم در آخر

میترسم در آخر
هیچ مردی با بارانی مشکی
ته ریش زبر و
چشمانی روشن
از هیچ قطاری
در هیچ ایستگاهی پیاده نشود
و تو را در آغوش نگیرد..
دیدگاه ها (۲۵)

قطار رفت...مسافران زیادی جا ماندند...اما یک نفر جا نماند...م...

#ارامم💗 #فلفلم💗 #عشقام💗

😿

فِکرشـ(: فِکرشـ(: فِکرشـ(: فِکرشـ(: فِکرشـ(: فِکرشـ(: فِکرشـ...

« دانش آموز شیطون من »« پارت نهم »بعد از کلی حرف زدن و احوا...

شاگرد لوس منپارت 2 ویو بادیگارد؛شماره ای که اقای جئون گفت رو...

جنون مافیا ☆part44S1☆ویو سواماتم برده بود... همیشه ادعا میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط