آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part22

از روصندلی پاشد منم پاشدم

من:مامان میرسونمت

مامان:نه با ماشین اومدم

قفل ماشینشو زد بغلم‌کرد گونمو بوسید و سوار شد و رفت همینجور هنگ وایستاده بودم چشامو بستمو نفیمو ول دادم بعدم رفتم سمت ماشین قفلشو
زدمو نشستم

روشن کردم رفتم سمت خونه ولی بعدش دور زدم سمت دانشگاه من تو کل زندگیم فقط یدونه رفیق داشتم که از همون کلاس اول بام بود کیمیا رفتم و جلوی در منتظر کیمیا شدم بلخره اومد بیرون از ماشین پیاده شدم و رفتم سمتش

از پشت بغلش کردم برگشت سمتم

کیمیا:چطوری دختر پیدات نیستا دلم برات تنگ شده بود

من:منم:)
میای بریم باهم ناهار بخوریم

کیمیا:اره بریم توراهم برام تعریف کن چرا دانشگاه نمیای بابا من بخاطر تو ترم تابستونه گرفته بودم

من:میگم بت حالا بیا بریم

باهم رفتیم سمت ماشینو من سوار شدیم

کیمیا:جوووونننن ماشینو برم من مال کیه

من:مال سعیده

کیمیا:سعید باز کدوم پدصگیه؟

من:میگم بت حالا کلی ماجرا دارم برات

خلاصع جونم براتون بگه که تا رستوران همچیزو مو به مو براش تعریف کردم

وارد رستوران شدیمو... ..
دیدگاه ها (۱)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part23وارد رستوران شدیمو سر ی میز نشستیم بارک...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part24خندید و سرشو آورد جلوترپسره:هوم خوبع که...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part21قفل ماشینو زدموسوار شدم اولش یکم نگا کر...

نیماع😎شبیه کره ای هاست بچم🤗

✨REGRET✨PART: 1ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[ویو لارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط