چشم تو مست تر از می،به شراب آویزان

چشم تو مست تر از می،به شراب آویزان
کیست در چشم سیاهت به طناب آویزان

کوچه را چند خیابان به عقب هل دادند
شهر همواره همان است به خواب آویزان

ماه یک تکه دروغ است در اندیشه ی شب
مثل یک پاره ی آتش به شهاب آویزان

عشق یک واژه ی بی روح مقدس شده است
عشق عکسیست به تنهایی قاب آویزان

یک طرف چوبه ی دار است ودر سمت دگر
شاعر از لای ورقهای کتاب آویزان

ربیع فرهمند
دیدگاه ها (۱)

مثل باران، چشمه ی جوشان احساسی ولیمن فقط با چشمهای تر نگاهت ...

هر قدمی که دورتر میشویانگاردنیا هم تنگتر میشود !تا آنجا کهتن...

....

...

از عشق تو بیزارم

رمان نگاه اول در تاریکی پارت 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط