(استاد کیم )

(استاد کیم )
پارت ۲۶

تهیونگ: چرا قهری کردی ها
مینو : استاد ... ولم کنید خجالت بکشید من شاگرد شما هستم
تهیونگ : چرا غیافه میگیری
مینو : یون وو
تهیونگ زود مینو را راه کرد مینو قدم تندی برداشت
تهیونگ : کلک گولم زدی
مینو وقتی راه می‌رفت به تهیونگ نگاه کرد و موهایش رو صورت اش شد و رفت
تهیونگ : شیطون لجباز
تهیونگ خنده ای کرد و پایین لب اش را گاز گرفت
》》》》》》》》》》》》
وقته رفتن شد خانواده لی اول می‌رفتن
آقای چو : تو جلسه میبینیمت
آقا کیم : درسته
آقا لی : پس منتظرم
مینو...... اونا داشتن خداحافظی مثلا میکردن راجبه جلسه ملسه حرف میزدن ای بابا بریم دیگه ولی خدایش این پسرا رو دیونه کردم دستم درد نکنه اینم مثلا استادم همش به گردن و لبام نگاه میکنه اون کانگ دا مثل معدبه آخه همش به پاهام نگاه میکنه ایش یخورده ازیت میدشم وقتی به پاهام نگاه میکرد، بلخره حرف فاشون تموم شد و همه سوار شدن من باز با یون وو سوار شدن ماشین را راهی کرد
یهویی دلم موسیقی خواست و یه اهنگ توپ و خفن آوردم و با هانگ میخوندم
یون وو : اوووو کیفتون کوکه
مینو : حسود بترکه
یون وو : ایششش فکردی من حسودی کردم
تا نصف راه آهنگ میخوند بل ریتم آهنگ بدنش را تکون میداد تا اینکه خسته شد و خوابش برد
یون وو : الکی که نیست بهت میگم پیشی
رسیدن و یون وو از ماشین پیاده شد مینو را براید استایل بغل کرد و سمته عمارت رفت دارد عمارت شد
آقای لی : کجاست این دختر ....
یون وو : پدر فردا الان خوابه
خانم لی : آره ولش کن عزیزم
یون وو زود سمته اتاق مینو رفت
مینو را آورد رو تخت گذاشت و کفش هایش را کشید و پتو را رو اش کشید رو تخت نشست
موهایش را کنار زد
یون وو : خواهر نازم خواهر خوشگلم خیلی دوست دارم خیلی تو تنها آدم
@Yonjin953
دیدگاه ها (۰)

(استاد کیم )پارت ۲۷زندگیم هستی که اینقدر دوست دارم نمیتونم ا...

استاد کیم پارت ۲۸یون وو : چرا لج میکنی مینو که گریه میکرد سک...

(استاد کیم )پارت ۲۵مینو : فکردی میترسم از ریاضی تهیونگ : اگه...

(استاد کیم )پارت ۲۴کانگ دا : تصادف کردیم من با مینو خانم و خ...

پارت 2ویو تهیونگبلخره رسیدم خونه آقای لی و بلخره قراره ات ما...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 2Part: 3بادیگارد اومد داخل ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط