خــاطــراتــــ_افــلاڪـیــان

خــاطــراتــــ_افــلاڪـیــان

شهیدعلے_عرب یڪ نوجوان پاڪ و بے آلایش در جبهہ بودڪہ مسئولیتش ڪمڪ آرپے جے زن بود. شبے ڪہ عملیات شبانہ داشتیم علے عرب هم در عملیات حضور داشت در کولہ پشتے علے تعداد زیادے مهمات از جملہ گلولہ ے آرپے جے و... بود. عملیات باید بدون ڪوچڪترین صدایے انجام مے شد در طے مسیر همہ ے رزمندگان آرام و بے صدا حرڪت مے ڪردند تا مبادا عملیات لو برودڪہ ناگهان دشمن چند تیر پیاپے شلیڪ ڪرد و چند منوّر زد. یڪے از این شعلہ هاے منوّر، بہ ڪولہ پشتے علے اصابت ڪرد آن هم ڪولہ اے پر از گلولہ و مهمات!!
فرمانده سریع بہ سراغ علے رفت و از او خواست ڪہ صدایے از خود در نیاورد چندتن ازبچہ ها مے خواستند بہ علے ڪمڪ ڪنند اما از آن جایے ڪہ امڪان لو رفتن عملیات بود علے ممانعت ڪرد و از بچہ ها و فرمانده خواست بہ راه خود ادامه دهند سپس چفیہ اش را در دهانش گذاشت تا صدایے از او بیرون نیاید در حالے ڪہ کولہ ے پشتش هر لحظہ شعلہ ور تر مے شد و مهمات درون آن بہ حدّ انفجار رسیده بودند...
چاره اے نبود علے را تنها گذاشتیم. وقتے عملیات تمام شد و دوباره بہ همان مسیر قبلے رسیدیم علے را ندیدیم چرا ڪہ تمام بدن او #سوختہ و آب شده بود و تنها ڪف پوتین هایش ڪہ نسوز بودند باقے مانده بود.

راوے: رضاایرانمنش

شهیدعلی_عرب


کانال کمیـــــل " شهدا "
دیدگاه ها (۲)

پارت:۵

سردار شهید مهدی زین‌الدین از برجسته‌ترین فرماندهان دوران دفا...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ⁹اردوگاه مثل همیشه ساکت بود و فقط صد...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت16ویو کوکتاریکی...

نام=)سایه مافیا### پارت شانزدهم: طعمِ فلز و خاکسترنورِ زرد و...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart: 1#انتخاب_امنآسمون س...

34pلارا در حالی که قلبش مثل طبل در سینه می‌کوبید، با لکنت گف...

پارت سوم: وارثان تاریکیـ «چی شده؟»تهیونگ اسلحه‌اش را بالا آو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط