My violent mafia

My violent mafia
season۱
Part۲۲
رفیتم تو و دیدیم کلی دختر و پسر به هم چسبیدن
یکم نگران شدم که کوک صدام زد
کوک: ا.ت بیا بریم یکم الکل بگیریم
منم باهاش رفتم و چندتا بطری ی کوچیک عرق
و مشروب گرفتیم
و رفتیم سر میز نشستیم
بعد چندتا پیک
چشمام تار شد ولی خودمو کنترل کردم
کوک: حالت خوبه مستی؟
ا.ت: اومم کوک میگم من میرم دستشویی
کوک: اهوم باشه
ویو ا.ت کم کم داشت اثر میکرد اروم رفتم سمت دستشویی
ولی ی دفعه ی دست اومد جلو دهنم
و منو کشید بغل ی مبل دیگه
چشمامو مالوندم
کا.. کا.. کای بود؟
کای: سلام خوشگلم تو کجا اینجا کجا(مست)
ا.ت:ولم کن عوضی
کای: هوم فک کردی ولت میکنم؟
ی دفعه پاشد و دستمو گرفت
کای: دنبالم بیا
ا.ت: اوم ولم کن
دستمو به زور ازش کندمو رفتم سمت دشتسویی و درو از پشت قفل کردم و اب به صورتم زدم
زنگ زدم به کوک ولی جواب نداد
از ترسم دیگه زیاد مست نبودم میترسیدم کای بلایی سرم بیاره
اروم درو باز کردم کسی این درو ورا نبود
از دور کوک و دیدم انگار منظر من بود ولی داشت با جیمین و تهونگ و یونا حرف میزد بدون هیچ فکری اومدم بیرون و با هرچی سرعت داشتم دوایدم سمت کوک و پریدم بقلش
ا.ت: کوک زود باش باید ازین جا بریم
کوک: چی شده (یکمی مست)
ا.ت: کای اینجاس(با ترس)
کوک: چی خب پس پاشید بریم
یونا: هی نه من و جیمین میمونیم شما برید
تهونگ: اهوم منم میمونم بعد از چند وقط اومدیم بار نرو کوک
کوک: نمیتونم اینجا بمونم تازه کای دشمن تو هم هست اگه بلای سرت بیاره چی
تهونگ: نگران نباش من حواسم حست سلاحم دارم تو برو
کوک: باشه خدافظ
یونا و جیمین و تهونگ: خدافظ
سوار ماشین شدمو و ا.ت هم سوار شد گازشو گرفتم و از اونجا دور شدم
بعد چند دقیقه سکوت ا.ت به حرف اومد
ا.ت: کوک اثلا میدونی چی شد
کوک: نه من حواسم نبود ببخشید بگو ببینم چی شد
ا.ت: ام راستش وقتی داشتم میرفتم دستشویی یکی دستشو گذاشت رو دهنم و منو کشید پیش خودش (دیگه بقیشو میدونید دیگه)
و الان انجوری شد
کوک: هوم فکر نمیکردم اینجوری بشه ببخشید
که اینطوری شد (ناراحت)
ا.ت: عیبی نداره
دستمو گذاشتم رو لپش و لبخند زدم
کوک تعجب کردو ی نگاه بهم کرد اونم بهم لبخند زد ولی لبخندش شیطانی بود
کوک: ا.ت دلت چیزی میخاد؟
ا.ت: نه چطور
کوک: ولی من ی چیزی ازت میخام
ا.ت: چی میخای چیزی شده؟
کوک: وقتی رسیدیم خونه بهت میگم
ویو ا.ت
کوک تا خونه حرفی نزد تا اینکه رسیدیم خونه
در عمارت و باز کرد و رفت تو اتاقش و بهم گفت تا ۳۰دیقه دیگه بیا اتاقم
منم گفتم باشه و رفتم اتاقم ارایشمو پاک کردمو رفتم حموم بعد ۲۰مین برگشتم لباسمو عوض کردم ی تاب و شرتک پوشیدم و رفتم سمت اتاق کوک
ویو کوک
رفتم اتاقم و رفتم حموم بعد۱۰مین برگشتم
ی شورتک پوشیدم
رفتم رو تخت که در به صدا در اومد
ویو ا.ت
رفتم سمت اتاق کوک و در زدم و در باز شد و...

ادامه دارد...
شرط: ۲۰لایک
دیدگاه ها (۳)

My violent mafiaseason1Part2۳رفتم سمت اتاق کوک درو زدم و در ...

پارت۲۳ اسما.ته توی پیج سوم نوشته میشهتو پیج سوم میبینمتون🌛🌷

My violent mafiaseason۱Part۲۱ویو ا.ترفتیم پایین و دیدم تهونگ...

My violent mafiaseason۱Part۲٠ویو ا.ت از کوک خدافظی کردم و او...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط