Part⁴²

Part⁴²

جیمین اومدش

؛یونا کجاس؟

+نمیدونم..

؛باشه(رفت)

ویو جیمین
رفتم دم اتاق یونا در نزدم و درو باز کردم که دیدم داره لباس عوض میکنه...

×برو بیروننن

؛باشه باشه(خنده/رفت بیرون)

×هوف...(لباساشو پوشید)

ویو یونا
از اتاق اومدم بیرون که جیمین چسبوندم به دیوار....

وقت ندارم این پارت رو طولانیش کنم
دیدگاه ها (۱۸)

تولدت‌مبارک‌یونگیییی♡♡♡

Part⁴³×جیمین این چه کاریه میکنی؟؛یونا...من...دوستت دارم...×....

لطفا بس کنیدوینی هم احساسات داره.اونم انسانه🙂💔#وینی#وینی#وین...

تولدم مبارک:)

پارت 4

برادر ناتنی بد 🎀p¹²_هانا +چیه_هیچی میگم نمیای بریم بیرون؟..+...

عشق خیانت انتقام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط