بوی قهوه این بار

بوی قهوه این بار
اشیا را آشفته کرده
فنجان نشسته ی صبح
مشاجره ی عصر
پنجره ای که امشب به رودخانه باز نخواهد شد
قهوه ای دیگر بنوشیم
ایرج ضیایی
******
دیدگاه ها (۸)

پارت نهم | امروز تو نیستیلیانا درِ کافه را باز کرد.همان بوی ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

dark life = 41دو هفته از اون روز کنار دریاچه گذشته بود و تهی...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

👑 پارت چهارم | دعوتی غیرمنتظرهصبح روز بعد، لیانا کنار پنجره‌...

👧فیلیکس و می سان 🫅🏻

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ²« y.n »صبح با نور ط...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پارت ۱۵ — «نقشه‌ی شبانه»ساعت نزدیک یازده شب بود. تهیونگ روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط