درخواستی

#درخواستی
#تکپارتی
وقتی شیپ مینسونگ رو میبینی و باهاش قهر میکنی.....

لینو روی مبل نشسته بود و تمام دقتشو داده بود به صفحه ی تلوزیون و تو توی بغل لینو بودی که دیگه چمشات خسته شد از بس اخبار دیدی آروم زیر لب زمزمه کردی: خوب که هنوز ۲۵ سالشه و داره مثل بابابزرگا اخبار گوش میده هوففف
چون حوصلت سر رفته بود تصمیم گرفتی که گوشیتو برداری و وقتی داشتی برای خودت توی گوشی میگشتی با چیزی که دیدی چشمات چهارتا شد و گوشی رو روبه روی لینو گرفتی
+یاااا لی مینهو این دیگه چیه؟
_یا کَرَم کردی من هنوز گوشامو میخوام تا بتونم صدای استی های عزیزمو واضح تر بشنوم (نگاهشو داد به صفحه گوشی) خب چیه؟ فقط یه شیپه دیگه توهم انقدر حسودی نکن و بیا سر جای اولت(منظورش تو بغلشه)
+نمیخوام
بلند شدی و رفتی توی اتاق و افتادی روی تخت چند دقیقه بعد لینو اومد پیشت روی تخت دراز کشید و از پشت بغلت کرد
_از دست من ناراحتی؟
+(سکوت)
_نمیخوای جوابمو بدی؟
+نه نمیخوام
_بابا یه شیپه دیگه چرا اینکار میکنی دختر حسودم؟
+میدونی این یک شیپ میتونه چقدر برای من آزار دهنده باشه بعدشم تو مال منی نه مال هان جیسونگ
_معلومه که من مال توعم
+باور کنم؟
_اوهوم، حالا باهام آشتیی؟
+اوهوم
لینو بوسه ای روی پیشونیت زد و لالا کردین
(صبح روز بعد توی کمپانی)
_هی لی فلیکس تو حق نداری به چیزی که مال منه دست بزنی
فلیکس: منظورت چیه هیونگ؟
_برو اونور دست به هان نزن
فلیکس: ا/ت خبر داره
_امممم نه ولی فقط کافیه بهش بگی اونوقت من میدونم و تو
فلیکس به نشونه ی تسلیم دستاشو برد بالا و گفت:
فلیکس: باشه باشه نمیگم
_آفرین پسر خوب،، حالا بلند شین تمرین کنیم که الان چان میاد هممونو پاره میکنه......

(مستر لی این بود رسمش؟)
دیدگاه ها (۶)

#درخواستی #تکپارتی وقتی جلوی اعضا سرت داد میکشه....... ×هان ...

#درخواستی #تکپارتی وقتی......... امشب تو و لینو به خونه ی به...

#درخواستی #تکپارتیوقتی میخواستی خودکشی کنی..... تو و چان دوت...

#درخواستی #تکپارتیوقتی ناراحتی قلبی داری....... چان امروز از...

Part 6 — No Escapeفلیکس رو تخت هتل ولو شده بود، ساعدش رو پیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط