سناریو

#سناریو
#استری_کیدز
#درخواستی
«وقتی تو خوابی ولی اون بیداره و تحریک شده»

چان: تو خواب عمیقی، نفس‌هات منظم و آرامه، ولی چان بیداره.
نگاهش روی صورتت قفل شده، لبخند می‌زنه و دستش آروم روی موی سر تو می‌کشه.
نفسش عمیق و کش‌دار می‌شه، صدای تند نفس‌هایش توی اتاق پخش می‌شه.
آرام می‌گه:
«ات... تو خواب راحتی، ولی من نمی‌تونم خودمو بگیرم..»
دستش بی‌اختیار به سمتت می‌ره، ولی سعی می‌کنه تو رو اذیت نکنه.
چشماش رو می‌بنده و نفس عمیقی می‌کشه، اما تمام وجودش پر از حس توئه..

لینو: تو خواب خوشی، ولی لینو بیداره و سرش پر از فکر و هیجان.
لبخند ملایمی روی لبش نشسته، و دستش به آرامی روی بازوت حرکت می‌کنه.
«نمی‌خوام اذیتت کنم، اما نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم...»
صدای نفس‌های تند و کوتاهش، اتاق رو پر کرده.
لب‌هاش نزدیک گردنت می‌شه و آروم زمزمه می‌کنه:
«فقط می‌خوام بدونی چقدر دلم برایت تنگ شده...»

چانگبین: تو عمیق خواب، ولی چانگبین بیداره.
چشماش پر از حس و هیجان، دستش روی کمرت قرار داره و به آرامی نوازشت می‌کنه.
نفس‌های تندش توی سکوت اتاق شنیده می‌شه.
آرام می‌گه:
«تو خواب راحتی، ولی من... فقط می‌خوام لمس‌ات کنم...»
دستش به آرامی حرکت می‌کنه ولی سعی
می‌کنه کاری نکنه که تو بیدار بشی


هیونجین: تو خواب آرامی، اما هیونجین بیداره و نفس‌هایش نامنظم شده.
دستش روی کمرت حلقه شده و آرام نوازش می‌کنه، نگاهش پر از احساسه.
آرام زمزمه می‌کنه:
«ات... نمی‌تونم صبر کنم، حتی وقتی تو خوابی بهت نیاز دارم...»
صدای نفس‌های تندش اتاق رو پر کرده و نمی‌تونه خودش رو کنترل کنه.


هان: تو خواب راحتی، ولی هان بیداره و کاملا تحت تأثیر احساساتش.
دستش آروم روی صورتت می‌کشه و نفسش به سختی کنترل می‌شه.
با صدای نرم و خش‌دار می‌گه:
«می‌خوام لمس‌ات کنم اما نمی‌خوام بیدارت کنم...»
نگاهش پر از حرارت و اشتیاقه، اما سعی می‌کنه صبر کنه تا تو بیدار بشی.


فلیکس: تو خواب عمیقی، ولی فلیکس بیداره و نمی‌تونه چشم‌هاش رو ببنده.
دستش رو آروم می‌ذاره روی بدنت و نفسش تند می‌شه.
لبخند می‌زنه و آرام می‌گه:
«تو خوابی، ولی من دارم دیوونه می‌شم...»
چشماش برق می‌زنه و با آرامش، دستش رو به آرامی حرکت می‌ده.


سونگمین: تو خواب راحتی، اما سونگمین بیداره و نگاهش پر از حسه.
دستش روی زانوت گذاشته و آرام نوازشت می‌کنه.
نفس‌هایش تند و آرام با هم قاطی شده.
آرام می‌گه:
«تو خوابی، ولی من نمی‌تونم کنترلمو بگیرم...»
دستش به آرامی حرکت می‌کنه، سعی می‌کنه تو رو اذیت نکنه ولی خودش پر از هیجانه.


ای ان: تو خواب عمیقی، اما ای ان بیداره و هیجانش کنترل نشده.
دستش رو روی بدنت می‌ذاره و نفس‌هایش پر از اشتیاق و تپش می‌شه.
آرام می‌گه:
«تو خوابی، ولی من اینجا به بدن خوشگلت نیاز دارم.. منتظرتم...»
چشماش برق می‌زنه و نوازش‌هاش آروم ولی پر از حسه

نظر درکامنت💜✨
دیدگاه ها (۴)

#سناریو#استری_کیدز #درخواستی «وقتی می‌خوای اذیتش کنی ولی خود...

#سناریو#استری_کیدز #درخواستی وقتی تو راه بودین ودیگه نمیتونه...

#the_mafias_night_slave P4از خواب پریدم دیدم که آجوما وارد ا...

#the_mafias_night_slave p3بعد یه خدمتکار اومد که این خدمتکار...

اون منو نمی بوسه، از القاب عاشقانه هم استفاده نمی کنه، منو ع...

به اولین Axon که می رسن بعد یه مبارزه سنگین کار به اینجایی ک...

چپتر ۱۴ _ تولد سایه، مرگ نورداخل محفظه شیشه ای.نفس های بریده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط