چادر

چادر
وقتی درخیابان با چادرم میان این همه عروسکهای رنگی راه میروم طعنه ها چادرم را نشانه میگیرند.
اما چادرمن محکم تر از این حرف هاست که با این طعنه ها خراش بردارد...
چادر من از یاد نبرده چفیه هایی رو که برای چادری ماندنم خونی شده اند. یه دختر چادری (عشقم : چادرم )
دیدگاه ها (۱۲)

📖 آکادمی آستریاپارت دوازدهم | «کلید»هوای آکادمی سنگین‌تر از ...

Enemys Embrsce [ part ۳۴ ]

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.³طی چند روز بع...

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

چادروقتی درخیابان با چادرم میان این همه عروسکهای رنگی راه می...

با چادر سیاهم وقتی در خیابانهامیان این عروسک هاي رنگی راه می...

با چادر سیاهم وقتی در خیابانهامیان این عروسک هاي رنگی راه می...

..باچادُر سیاهم وقتی درخیابان ها،میان این عَروسکهای رنگی راه...

وقتے با چادر سیاهم در خیابانهامیان این عروسک هاي رنگے راه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط