عشق بهتر بود یا تحصیل

عشق بهتر بود یا تحصیل؟
.
.
روزها روزهای خوبی بود
بخشی از ماجرای من بودی
از میان تمام شاعرها
عاشق شعرهای من بودی
.
بوی اردیبهشت می آمد
باغ ما تازه داشت گل می داد
گل نام تو لحظه ای حتی
از لب مادرم نمی افتاد
.
من سرم توی درس و مشقم بود
مادرم گفته بود زیبایی
آمدی مشق هام شعر شدند
مادرم گفته بود می آیی
.
آمدی زندگیم ریخت به هم
گم شدم در ترنم تنبور
گردباد غزل به هم پیچید
بیخ و بنیان،جزوه ،کنکور
.
تو به شعرم علاقه مند شدی
من به چشمت علاقه مند شدم*
رفته رفته به عشق تن دادم
از سر زندگی بلند شدم
.
از سرم شوق ِ درس و مشق پرید
دشمن خونی کتاب شدم
مثل آوار هر چه اندوه ست
بر سر مادرم خراب شدم
.
"تو" پذیرفته شد به دلخواهت
"من" پناهنده شد به تنبورم
تو پس از سه سال برگشتی
من هنوز از سران کنکورم!
.
این بود انشای من!
.
* و رفته رفته به چشمت علاقه مند شدم
دیدگاه ها (۱۳)

یکسری از دردها هم هستند که فقط باید بهشون خندید . . . .

اردیبهشت بی تو برایم جهنم استاردی جهنمی که همیشه پر از غم اس...

زنگ انشا برایم مرگ بود, خاری بود در گلویم،حال کافیست تنها یک...

اولین بار که کلمه ی فرض را یاد گرفتماول ابتدایی بود خانم معل...

لباس هانا اسلاید بعد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط