شاید هم کبوتر بودیم
شاید هم کبوتر بودیم
وقتِ پَر کشیدنها ،
اسیر شدیم
بیبال خندیدیم
به بام پرنکشیده تن به قفس دادیم
پشتِ بامهای این شهر ،
خالی از کبوتربچههای عاشق شده
بدتر از این اتفاقی نیست
که کبوتری به خوابِ پروازش سقوط کند
کنجِ قفس بیدار شود
بالبالش را بزند به راهِ قشنگِ کودکی
جایی که خانهی کبوترها لانه نام داشت
نمیدانم ما بزرگ شدیم
یا لانههای این شهر
شبیه زندانهای ترسناک شدهاند
وقتِ پَر کشیدنها ،
اسیر شدیم
بیبال خندیدیم
به بام پرنکشیده تن به قفس دادیم
پشتِ بامهای این شهر ،
خالی از کبوتربچههای عاشق شده
بدتر از این اتفاقی نیست
که کبوتری به خوابِ پروازش سقوط کند
کنجِ قفس بیدار شود
بالبالش را بزند به راهِ قشنگِ کودکی
جایی که خانهی کبوترها لانه نام داشت
نمیدانم ما بزرگ شدیم
یا لانههای این شهر
شبیه زندانهای ترسناک شدهاند
- ۴۸۰
- ۱۰ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط