: یارم از من بی سببب رنجید و رفت/ گریه را دید و بر من خند

: یارم از من بی سببب رنجید و رفت/ گریه را دید و بر من خندید و رفت
وقت رفتن دیگر از ماندن نگفت/ قصه ناگفته ها را نشنید و رفت
تشنه بودم همچو دشتی پر عطش/ مثل باران بر تنم بارید و رفت
گل فراوان بود از باغ من/ غنچه ای نشکفته را برچید و رفت..
دیدگاه ها (۳)

یارم از من بی سببب رنجید و رفتگریه را دید و برمن خندید و رفت...

یارم از من بی سببب رنجیدورفت/گریه را دید و برمن خندید و رفت ...

#حقیقت #کپشن

.من ابر پر بارانم اما وقت بارش نیستبغضم! ولی ترجیح دادم در گ...

کجایند مردان بی‌ادّعا؟😔شب است و سکوت است و ماه است و منفغان ...

عشق فرشته به شیطان

آی دونه دونه دونهنون و پنیر و پونهقصه بگم براتون ؟قصه ی عاشق...

شعر سیب حمید مصدق و جواب هاشعر اول رو حمید مصدق گفته بودتو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط