گر پذیرد سایه یا بی سایه است

گر پذیرد سایه یا بی سایه است
گر مُعلق یا که بی پیرایه است
من همان هیچم ندارم سایه ای
چون سکوت از درد ،
بُغًض از ناله ای
#شهزاد
دیدگاه ها (۳)

چقدر حرفای تکراریچقدر درد و خود آزاریچقدر عشقای بی روزنکه به...

عشق یعنی شعله ی آذر شدن مسلخ پاییز را بی سر شدن................

بر بستر این دنیارویائی ترین خوابیپرواز ترین ابریدریا ترین آب...

از بغض گلوتار تنیدم به سکوتافتاده ام از عطش ،در عمق برهوتاز ...

رفته‌ای از بر سایه، نفسی باز پس آی که من آن صبر ندارم که نشی...

🍒🌱ای‌رفته ز دل، راست‌بگو! بهرِ چه امشببا خاطره‌ها آمده‌ای با...

گاهیسکوت می‌کنم،نه چون حرفی ندارم...چون هیچ واژه‌ایاندازه‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط