دریغ مےکنے نامم را

دریغ مےکنے نامم را
از دیوارهاے اتاقت
از نوشته‌هاےابتداے کتاب‌ها
و از اتفاق‌هاے معمولے:
چاے بعدازظهر
عکس‌هاے پاره لاے آلبوم
مداد شکسته‌ے روے میز
من بے خورشید زنده‌ام
بے هوا
بے تو
و هیچ‌کس ندانست
درختےکه در همین نزدیکے‌ها
جان مے‌داد
هیچ صدایے
براےفریاد زندن نداشت
دیدگاه ها (۱)

الان فقط نیاز دارم بغلـــم کنے،حرکتے به قدمتِ خودِ بشریت که ...

"اولین" هاهمیشه ماندگارنددر دلیا ذهناولین نگاهاولین شعراولین...

اگر درے میان ما بود،مے‌کوفتم؛درهم مےکوفتم!اگر میان ما، دیوار...

خسته​‌اممثل کوچه​‌اے بن​‌بستکه در سرگردانے شهرگم شده استمثل ...

╭╌┄ Demonic Gate Cathedral┄┉✿┉┄ ۹ ...

؛🤍✨

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط