می آیی

می آیی
روزگاری نه چنان دور
جهان افتد به سجده پیش پایت
بیا که شیعیان با قلب خونین
حسابی درد دل دارند برایت
نگاهت مرحمی بر زخم دلهاست
ولی آقا
نگاه تو فقط حق دل ماست
ز بس که مانده ایم چشم انتظارت
دیدگاه ها (۲)

چشم آقا...چشم انتظارت می مانیمتا هر وقت که تو بگوییتا هر وقت...

خدا نکنداز چشم تو بیفتیم آقاکه روزگارمان سیاه وزندگی مان تبا...

وقتی دلم هوای خرابات می کند، آهسته با حسین مناجات می کند.عکس...

حسین جان حالا تمام شهر خبر دار شدند که منحتی ز نان شب به تو ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

بررسی شعر «نه» از (ممد عارض) بخش نخستـــــــــــــــــــــــ...

از تعجب دهانم باز مانده بود من و پریسا !  خانواده ما هزاران ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط