تایی شدیمممممم مرسی از حمایت هاتوننننن
۱۴۱ تایی شدیمممممم مرسی از حمایت هاتوننننن ♡♡♡♡
وانشات ران هایتانی اگر دعواتون بشه !
ویو ران
امروز خیلی روز خسته کننده ای بود فقط میخوام برم خونه بخوابم
ران رفت خونه در رو باز کرد و ا/ت هم که صدای در رو شنید سمت در رفت و با لبخند سمت ران میره
ا/ت : سلام خوبی ؟
ران : سلام ...اره
ران ا/ت رو کنار میزنه و سمت اتاق میره
ا/ت *: ها؟؟؟؟؟ چش بود ؟*
ا/ت هم میره اتاق
ا/ت : ام غذا نمیخوری ؟
ران : نه
ا/ت : گشنت نیست ؟
ران : ا/ت یه بار بهت گفتم نمیخورم!
کمی به ا/ت بر میخوره
ا/ت : اه اصلا اشتباه کردم ازت پرسیدم اصلا هر غل....هر کاری میخوای بکن
ران هم عصابش خورد بود خورد تر هم شد
ران : چه زری زدی ؟
یومی : هیچی کر هم شدی
ران هم فشاری شد یه سیلی به ا/ت زد
ران :حوصله تو یکی رو ندارم دیگه
کتش رو ورداشت و رفت بیرون
یومی هم حلقه در چشمانش اشک زده بود ( اشک در چشمانش حلقه زده بود )
رفت اتاقش
خلاصه این دو مرغ عشق عاشق رفتن تو حال خودش
میگذره زنگ در میخور ا/ت به چپش میگیره ولی کسی که زنگ زده بود دست ور دار نبود هعی زنگ میزد
ا/ت : وایییییی اگر ران باشه همون زنگ رو میکنم تو کو...تو آستینش
رفت در رو باز کرد و پشماش ریخت ران با یه خرس گنده صورتی و یه دسته گل ( گُل 😂) اندازه خود ا/ت و شیرینی اومد
ا/ت : .........
ران : خب قبول میکنم نباید اون کار رو میکردم ولی .......اه دارلینگ لطفا ؟
ا/ت : اه....باشه ....ولی فقط این بار
و خرسه رو بغل میکنه ران هم بوسه ای رو لب های ا/ت میزنه
لیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
تموممممم
وانشات ران هایتانی اگر دعواتون بشه !
ویو ران
امروز خیلی روز خسته کننده ای بود فقط میخوام برم خونه بخوابم
ران رفت خونه در رو باز کرد و ا/ت هم که صدای در رو شنید سمت در رفت و با لبخند سمت ران میره
ا/ت : سلام خوبی ؟
ران : سلام ...اره
ران ا/ت رو کنار میزنه و سمت اتاق میره
ا/ت *: ها؟؟؟؟؟ چش بود ؟*
ا/ت هم میره اتاق
ا/ت : ام غذا نمیخوری ؟
ران : نه
ا/ت : گشنت نیست ؟
ران : ا/ت یه بار بهت گفتم نمیخورم!
کمی به ا/ت بر میخوره
ا/ت : اه اصلا اشتباه کردم ازت پرسیدم اصلا هر غل....هر کاری میخوای بکن
ران هم عصابش خورد بود خورد تر هم شد
ران : چه زری زدی ؟
یومی : هیچی کر هم شدی
ران هم فشاری شد یه سیلی به ا/ت زد
ران :حوصله تو یکی رو ندارم دیگه
کتش رو ورداشت و رفت بیرون
یومی هم حلقه در چشمانش اشک زده بود ( اشک در چشمانش حلقه زده بود )
رفت اتاقش
خلاصه این دو مرغ عشق عاشق رفتن تو حال خودش
میگذره زنگ در میخور ا/ت به چپش میگیره ولی کسی که زنگ زده بود دست ور دار نبود هعی زنگ میزد
ا/ت : وایییییی اگر ران باشه همون زنگ رو میکنم تو کو...تو آستینش
رفت در رو باز کرد و پشماش ریخت ران با یه خرس گنده صورتی و یه دسته گل ( گُل 😂) اندازه خود ا/ت و شیرینی اومد
ا/ت : .........
ران : خب قبول میکنم نباید اون کار رو میکردم ولی .......اه دارلینگ لطفا ؟
ا/ت : اه....باشه ....ولی فقط این بار
و خرسه رو بغل میکنه ران هم بوسه ای رو لب های ا/ت میزنه
لیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
تموممممم
- ۴۵۳
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط