حکایت ملا و کیسه زر

#حکایت ملا و کیسه زر
💎دزدی کیسه زر ملّانصرالدین را ربود‌، وی شکایت نزد قاضی برد؛تا خواست ماجرا را شرح دهد، داروغه وارد شد و نزد قاضی نشست. ملّا متعجب شد و هیچ نگفت و از محضر قاضی بیرون آمد؛
روز بعد مردم دیدند که ملّا فریاد میزند که آی مردم کیسه ام ... کیسه ام را یافتم،از او سوال کردند که چطور بدون حکم‌قاضی کیسه را یافتی ؟!
ملّا خنده ای کرد وگفت:
«در شهری که داروغه دزد باشد و قاضی رفیق دزد »بهتر دیدم که شکایت نزد قاضی عادل برم
منزل رفته و نماز خواندم و ازخدا کمک خواستم.
امروز در بیابان‌دیدم که داروغه از اسب افتاده گردنش شکسته و کیسه زر من به کمر بسته... !
پس کیسه ام رابرداشتم.
#فردوس_برین
دیدگاه ها (۳)

عمارت تماشایی انگورستان ملک، اصفهان😍 #بخون #فردوس_برین

‍ غضنفر باغ وحش میزنه مینویسه ورودی 3 هزارتومن کسی نمیره روز...

آلبرت انشتین از دانشگاه اخراج شد ولی فیزیک را با فرضیه هایش ...

منظره ای تماشایی از دریاچه چورت در استان مازندران این دریاچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط