دنباڸ بهانہ بود…

دنباڸ بهانہ بود…
دستش دادم…
بے فایده دڸ…
بہ چشم مستش دادم…

با خنجر ڪینہ
خواست زخمم بزند…

در خویش شڪستم و
شڪستش دادم
💞
دیدگاه ها (۷)

دلگـیـــرم از تـمامـــی دنـیاتـمامـی آنـها کــه یـادشـان کــ...

ســـــرد بودنـــــم رابگــــذار بـه حــــــسابہ گـــــرم بـ...

دلم برای معلمم تنگ شده! انگار...فقط برای او مهم بود،حاضر باش...

همیشه کسی رابرای دوست داشتن انتخاب کن که اونقدر،قلبش بزرگ با...

مالِ منپارت ۹ | کابوسشب...عمارت در سکوت فرو رفته بود....فقط ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁸تهیونگ چند ثانیه فقط به ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p22نینا با وحشت به شکاف سیاهی که پشت سرش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط