بعد از پماد زدن به مارک کبودش توی تخت خوابوندش و پتو رو روش ...

𝑴𝒓 𝒋𝒆𝒐𝒏 | 𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐
بعد از پماد زدن به مارک کبودش توی تخت خوابوندش و پتو رو روش کشید و بوسه ای به پیشونیش زد.
گوشیش رو برداشت و توی بالکن رفت و در رو بست و شماره مادر تهیونگ رو گرفت.
به دومین بوق نرسیده گوشی رو برداشت.
-اقای جئون؟!! تهیونگ کجاست؟!! از دیشب خونه نیومد-
-پیش منه. جاش امنه.
-پیش شما چیکار میکنه؟! ای پسره ی کله شق!! اخه... میدونین... اون یه امگاس و... شما الفا...
-گوش کنید خانم کیم... من در واقعا جفت پسرتون هستم-
-چییییییییییی؟!!!!
انقدر بلند گفت که جونگکوک مجبور شد گوشی رو از گوشش فاصله بده.
-بله و الان خونه من هستش از بابتش نگران نباشین چون حالش خوبه و الان هم خوابه. هروقت که بیدار شد میارمش خونه.
-چرا خودش بهم نگفت؟! یعنی چی!؟
-شاید فرصت نشده.
-ای پسره ی-
-خب فکر کنم دیگه باید برم خانم کیم. بابت خبر یهویی و دزدیدن پسرتون و نگران کردنتون معذرت میخوام.
-اشکالی نداره...
-با کی حرف م-میزنی؟
چرخید و با تهیونگ لخت که داشت میومد تو بالکن رو به رو شد.
-من باید برم روزتون خوش.
قطع کرد و تهیونگ رو با خودش داخل کشید و صورتش رو قاب گرفت.
-حالت خوبه؟ درد نداری؟ چقدر زود بیدار شدی
-ن-نه
چشماش گود افتاده بود.
-این شکلی داشتی کجا میومدی؟
-دنبال تو.. با کی حرف میزدی؟
صداش خوابالود بود.
-مادرت
-چی؟!!!!! بهش گفتییییی؟!!
-هوم...
-نه!! الان میکشتم!!
جونگکوک خنده ای کرد و بوسه ای رو لبای غنچه تهیونگ گذاشت.
-نگران نباش. نمیزارم اذیتت کنه
-نباید بهش میگفتی خبببب
-میدونی چقد نگران بود؟ باید بهش زنگ میزدم و هیچ دلیلی برای اینکه پشم بمونی جز اینکه جفتتم نبود.
-هرچی
-گشنت نیست؟
-چرا گشنمه...
دستش رو به دیک جونگکوک رسوند که جونگکوک محکم دستش رو گرفت.
-من هنوز توی هیتم! نمیخای به امگات کمک کنی؟
-خب وقت صبحونس چی دوس داری بخوری؟
-عامممم. وافل!!
تهیونگ رو روی کانتر گذاشت و بعد از بالا زدن استین هاش شروع به وافل درست کردن شد.
...
-من نیمیخوام برمممم
چسبیده بود به جونگکوک.
-تهیونگ برای همیشه که نمیرم! برمیگردم
-نیمیخامممممم
-بیا اینجا پسره ی چش سفید!!
محکمتر به جونگکوک چسبید.
-تو منو مارک کردی!! حالا من امگاتم!! منو صاف اوردی جایی که با دمپایی کتک بخورم؟! تازه منو با خودت نمیبریییی اصن منو نمیخایییی
-تهیونگ میام دنبالت باشه؟
-نهههه منم میاممم مگه کجا میخای بری که منو نمیبرییییی
-هوفف...
به زور تهیونگ رو جدا کرد.
-بس کن تهیونگ من که برای همیشه نمیرم
-نیمیخاممم خودت مارکم کردیییی میخواستی نکنیییی
خب این قضیه رو راست میگفت. معمولا تا دو روز بعد از مارک امگا ها وابسته میشدن تا مارکشون با رایحه الفاشون بهبود پیدا کنه و حالا جونگکوک خودش مارکش کرده بود و روز اول میخواست تهیونگ رو بزاره خونشون.
-خاک به سرم من واقعا شرمنده ام اقای جئون
-من باید شرمنده باشم.
به تهیونگ که گونه تپلش رو به سینه جونگکوک میمالید نگاه کرد.
-هوفف حالا تو میگی من تو رو ببرم با خودم اینور اونور
-امروز اخر هفتس. کجا میخای برییی
به مادر تهیونگ نگاه کرد و عینکش رو رو بینیش عقب داد.
~~~~~~~
۶۰۰ تا شدیممممم💃🏻✨😭
مرسی از حمایت هاتونننن😭✨💕
تا شب یونمین هم اپ میکنم
like:160
دیدگاه ها (۸۲)

فالوش کنین این گوگولی رووو@narmila.93

حمایت کنید بانو رووو@asma-jk

𝓜𝔂 𝓼𝓪𝓿𝓲𝓸𝓻 𝓲𝓼 𝓪 𝓬𝓪𝓽 | 𝓹𝓪𝓻𝓽 10مردی عصبانی به شیشه کوبید. جیمین...

گل خونی پارت 8 و تهیونگ و جونگکوک رفتن اتاق +  پس تو دلت تنب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط