جاده های کردستان آنقدر ناامن بود. وقتی که میخواستی از شهر

جاده های کردستان آنقدر ناامن بود. وقتی که میخواستی از شهری به شهر دیگر بروی مخصوصا در تاریکی باید گاز ماشین را میگرفتی پشت سرت را هم نگاه نمیکردی اما زین الدین که همراهت بود موقع اذان باید می ایستادی کنار جاده تا نمازش را بخواند اصلا راه نداشت . بعد از شهادتش یکی از بچه ها خوابش را دید ! توی مکه داشته زیارت میکرده یک عده هم همراهش بوده اند گفته بود اینجا چه کار میکنی؟ جواب داده بود به خاطر نمازهای اول وقتم اینجا هم فرمانده ام . منبع کتاب زین الدین انتشارات روایت فتح.
دیدگاه ها (۲)

شهيدمهدي زين الدینجاده های کردستان آن قدر ناامن بود که وقتی...

✅ به‌خاطر نمازهای اول وقتم، این‌جا هم فرمانده‌ام!✍جاده‌های ک...

جاده های کردستان آن قدر نا امن بود که وقتی می خواستی از شهری...

جاده های کردستان آن قدر نا امن بود که وقتی می خواستی از شهری...

معراج عاشقاناین هفته نماز اول وقت این آخری ها، انگار منتظر...

اقامه: برای خواندن نماز پس از اینکه اذان را گفتند ، وضو میگی...

#راضی_به_رضای_تو ۴۴انبیاء ، با اینکه موثرترین انسانهای تاریخ...

💚#پرسمان‌مهدوی ۴۲ افرادی هستند که در جوانی درک درستی از حقیق...

‏ شهروند عراقی: حاضرم تمام فرزندانم را فدای جمهوری اسلامی ای...

مولا بسازه…#ما_حالا_حالاها_با_شما_کار_داریم┄┅═☫ #من_طرفِ_شما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط