کاش باران بودم
کاش باران بودم
ویک ظهر گرم بهاری
که در حیاط خانه ی تان
مشغول قدم زدن بودی
میباریدم ،
میباریدم و میلغزیدم
بر روی گونه هایت ،
همانجا که اگر پیشم بودی
بوسه گاه لبهای من میشد
میلغزیدم و نوازش میکردم
صورت زیبایت را .
میباریدم و بوسه باران میکردم
تمام تنت را
میباریدم و میدویدم
در میان خرمن موهایت
تا نسیم حسودی کند
به هم آغوشی من با موج گیسویت
هیچکس مثل من نخواهد دانست
چه لذتی دارد
دویدن در باغ موهایت
هیچکس تا ابد نخواهد دانست
که من چگونه تو را دوست میدارم
#عاشقانه#عاشقانه_ها
ویک ظهر گرم بهاری
که در حیاط خانه ی تان
مشغول قدم زدن بودی
میباریدم ،
میباریدم و میلغزیدم
بر روی گونه هایت ،
همانجا که اگر پیشم بودی
بوسه گاه لبهای من میشد
میلغزیدم و نوازش میکردم
صورت زیبایت را .
میباریدم و بوسه باران میکردم
تمام تنت را
میباریدم و میدویدم
در میان خرمن موهایت
تا نسیم حسودی کند
به هم آغوشی من با موج گیسویت
هیچکس مثل من نخواهد دانست
چه لذتی دارد
دویدن در باغ موهایت
هیچکس تا ابد نخواهد دانست
که من چگونه تو را دوست میدارم
#عاشقانه#عاشقانه_ها
- ۱.۸k
- ۲۸ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط