پارت ۱۹

پارت ۱۹

آبنبات با طمع لبات


کوک: خیلی خوب میخوایم بریم بیرون حاضر شو

ا/ت: باشه

*لباس ا/ت رو قبلش گذاشتم*

کوک: نوچ کوتاهه برو عوض کن

آدمین: ا/ت بدون اینکه به کوک گوش کنه رفت توی‌ماشین نشست

کوک: این چرا اینقدر پررو شده؟


ویو ا/ت

نشونت میدم تو خیلی منو اذیت کردی جناب جئون همونجوری که خدمتکاری شدم و از خونه پرتم کردی همونجوری کاری میکنم خودت بیای بهم بگی برگرد پیشم غلط کردم میبینی جیمین همه ی اینا رو میدونه حتا میدونه تا ادا در میارم که حافظه پاک شده

ویو جیمین

ا/ت واقعن حق داره و من ازش دفاع میکنم تا به کوک حالی کنه


.........


بعد چند مین رسیدیم دریا جایی که ا/ت اسرار کوک و تهیونگ کرد بریم

نقشه ی ا/ت این بود که با اینکه فوبیای آب داری بره تو عمیق ترین جای دریا تا کوک اذیت بشه



ا/ت:آخجونن دریاها

سریع رفت سمت آب

جیمین: ا/ت مراقب خودت باش یهو غرق نشی

ا/ت: باشه آقا دزده*خنده

جیمین: لبخند

ویو ا/ت
دارم از ترس سکته میکنم آروم آروم رفتم توی آب هی جلو تر آب هم کم کم رسید به زانوم شکمم سینه هام دیگه بسه تعادلم و سخت بود نگه دارم گریم گرفته بود پشیمون شدم ولی تحمل میکنم

جیمین هم رفت به کوک بگه

جیمین: کوکککک کوکککک ا/ت* داد و ترسیده

کوک: ا/ت چی؟؟؟؟

جیمین: داره توی آب غرق‌میشه بدوووو


کوک :لعنتیییی

ویو کوک

سریع دیدم داره دست و پا میزنه توی اون عمق آب چیکار‌ میکنه لعنتیی

لباسم و در اوردم و و رفتم توی آب وم کم عمق رسید یه شکمم ا/ت رفت زیر آب منم رفتم زیر آب توی آب ولو بود و بیهوش رفتم سمتش و از آب بیرون کشیدمش بیرون
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۰ویو کوکآب رفته بود توی دهنشگذاشتم روی ساحل لبم و گذاش...

پارت ۲۱ آبنبات با طمع لبات فردا صبح وبو ا/ت از خواب بی...

پارت ۱۸آبنبات با طمع لبات ا/ت: پسره ی نفهم کتک میخوای نه؟؟؟؟...

پارت ۱۷ویو کوکخوابید منم لباساشو عوض کردم نگاهی به بدن خوش ف...

پارت ۵ویو کوکرفتم سمت رودخونه..هوا خنک بود..آروم لباس هارو م...

ویو کوکبا نور خورشید از خواب بیدار شدم یکم تکون خوردم احساس ...

love in the dark⑦③دو روز بعد(شب) همه ی وسایلمون رو جمع کرده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط