پارت ۱
پارت ۱
ویو روبی:
دور میز نشسته بودیم روی پای جونگ هو که پدرم شروع کرد به حرف زدن
(پدر روبی رو پ.ر نشون میدم)
پ.ر:روبی ما برات یک همسر جدید پیدا کردیم خیلی جذاب هم هست توی پادشاهی جنوبی
جونگ یو:نه پدر روبی توی این ۳ سال ۵ تا ازدواج نا موفق داشته چرا می خوای کاری کنی که به زور ازدواج کنه.(دادوعصبی)
پ.ر:ساکت باش روبی باید کاری رو که من میگم انجام بده.(عصبی)
جونگ یو:شما دارید از روبی به عنوان یک صلاح سیاسی استفاده می کنید.(عصبی )
ویو روبی:
پدرم و برادرم همین جوریداشتن دعوا میکردن که برادرم در گوشم گفت روبی یا قبول میکنی یا عواقب بدش رو قبول میکنی.
ترسیدم و ناچار قبول کردم بلند شدم و با مهربونی و لبخند ساختگی به پدرم و برادرم گفتم
روبی:برادر نگران نباش اتفاقی نمی افته من قبول می کنم
پ.ر:آفرین دخترم تصمیم درستی گرفتی
جونگ یو:تو مطمئنی روبی از این ازدواج
روبی :اره داداشی مشکلی نیست
پ.ر :خوب آماده باش که فردا با کشتی بری شمال
روبی:چشم
خماریییییی
ویو روبی:
دور میز نشسته بودیم روی پای جونگ هو که پدرم شروع کرد به حرف زدن
(پدر روبی رو پ.ر نشون میدم)
پ.ر:روبی ما برات یک همسر جدید پیدا کردیم خیلی جذاب هم هست توی پادشاهی جنوبی
جونگ یو:نه پدر روبی توی این ۳ سال ۵ تا ازدواج نا موفق داشته چرا می خوای کاری کنی که به زور ازدواج کنه.(دادوعصبی)
پ.ر:ساکت باش روبی باید کاری رو که من میگم انجام بده.(عصبی)
جونگ یو:شما دارید از روبی به عنوان یک صلاح سیاسی استفاده می کنید.(عصبی )
ویو روبی:
پدرم و برادرم همین جوریداشتن دعوا میکردن که برادرم در گوشم گفت روبی یا قبول میکنی یا عواقب بدش رو قبول میکنی.
ترسیدم و ناچار قبول کردم بلند شدم و با مهربونی و لبخند ساختگی به پدرم و برادرم گفتم
روبی:برادر نگران نباش اتفاقی نمی افته من قبول می کنم
پ.ر:آفرین دخترم تصمیم درستی گرفتی
جونگ یو:تو مطمئنی روبی از این ازدواج
روبی :اره داداشی مشکلی نیست
پ.ر :خوب آماده باش که فردا با کشتی بری شمال
روبی:چشم
خماریییییی
- ۳۵۷
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط