من چنان عاشق رویت ڪہ ز خود بی‌خبرم

من چنان عاشق رویت ڪہ ز خود بی‌خبرم

تو چنان فتنہ خویشے ڪہ ز ما بی‌خبرے
#سعدے
دیدگاه ها (۹)

اگر هزار غم استاز جهانیان بر دلهمین بس است که او غمگسار ما ب...

تا کرد بنا عشقت، افسانهٔ هجران رادر خواب فنا رفتم، افسانه چن...

نه رای آنکه ز عشق تو روی برتابمنه جای آنکه به جوی تو بگذرد آ...

وفا به قیمت جان هم نمی شود پیدافغان که هی...

ꨲمن چنان مسٮ𖫲 نگاه تꨲوام ڪہ ز ه𖫲ر غꨲم    ‌بی‌خبرم د݁ل بہ آ𝇁ت...

(تنهایی)

هشیار سری بود ز سودای تو مستخوش آنکه ز روی تو دلش رفت ز دستب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط