تو اونجاومن اینجا امان از درد دوری

تو اونجاومن اینجا امان از درد دوری
من ماندم و رویاها نه شوق ونه سروری
امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
دوراز تو من ندارم نه شورو نه غروری
تاکی خدای عالم تاکی غم صبوری
امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
هجرت اجباری اگه از تو جدا کرده منو
خیال نکن که لحظه ای عشقت رها کرده منو
همش به خودامید میدم به طفل دل نویدمیدم
می گم تموم شدحادثه فصل رهایی می رسه
امان امان امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
دورازتو نالة غمت در دل من شکفته
اشکام غمامو به همه دونه به دونه گفته
خدامی دونه بی تومن یک روزخوش ندیدم
گریه کرده هر کسی که قصه امو شنفته
امان امان امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
دیدگاه ها (۲)

بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود!در حریم خلوتی جان بخش...

{ بیا عاشق شو }عشق، تصمیم قشنگی ست، بیا عاشق شونه اگر قلب تو...

اگر که حرف غزل های من همین باشد خدا کند که همین شعر آخرین با...

ترمه پوش نازک اندامی که هر شب مست بودآبی چشمان او با آسمان ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط