.چه میشد دلبر من دربرم بود...تمام شعر حافظ ازبرم بود...

.چه میشد دلبر من دربرم بود...تمام شعر حافظ ازبرم بود...
دل ودیده وجان عاشق من...فدای چشم ناز دلبرم بود...
بیا جانا که من سیرت ببینم...شب و روزمنتظرچشم ترم بود..
شتابان گرروم من سوی شیراز...هوای یارجانی درسرم بود...
همه دانندکه من عاشق یارم...دوچشم مست یاربرابرم بود...
ندارم میل دشت وباغ وصحرا...که خلوتگاه ماباغ ارم بود...
تمام خوبرویان گرشوند جمع...رخ زیبای یاردرخاطرم بود..
به
عالم گشتم وسیرت ندیدم...گل من خاک عالم برسرم بود...
زدی اتش توسرتا پای من..بجا مانده زمن خاکسترم بود
دیدگاه ها (۳)

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می فروشم ، مشتر...

شبی دوباره و ای کاش های تکراریفدای چشم قشنگت هنوز بیداری ؟به...

اشکهایت مال من، امشب هوا دلگیر نیستباز می نالم ولی، این ناله...

جاده ی قلب مرا رهگذری نیست که نیست جز غبار غم و اندوه در آن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط