بـاران هایـــــی هم هست ،

بـاران هایـــــی هم هست ،


که خیســـــت نــمی کنند...


چشــم هایـــــــی هسـت ،


که هرگــز نمی بــارنـد...


مثل سایــه ای بی پیــراهن می رفـت و می گفـت :


باید مـــــرد باشی که بفهمــی ،


در مرگ شقایـــــق چگونــه باید گریـست...


مثل زنـــی برهنــه ،


کوچــــه هایِ بــــــی تــو را پرســه می زنــم...


اینجا هــــــوا بارانـــی است ،


و کسی مثل تــــــو...


کنار مــــــن ...


نــیست...
دیدگاه ها (۵)

آقـای وزیـر ؛بـایـد بِـروی بـِمـیـری . . . . !تـمـامِ جـادّه...

ببـخش چـشـم هـایـم را . . . .بـی ادب هـا تـا تـو را مـی بیـن...

امشب که بین خلق، لیل الرغائب است؛دانی چه چیز آرزوی قلب صاحب ...

این روزها بهانه بیشتر میگیرم...قرص زیاد میخورم...( مسکن ... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط