اون روز میاد...
اون روز میاد...
که تو خسته و کوفته از سر کار میای
با اخم ولو میشی رو کاناپه
کانالا رو بالا پایین میکنی و سر آخر تلویزیونو خاموش میکنی و کنترلو پرت میکنه یه گوشه
بعد خیره به زمین بم میگی برم از جیب کاپشنت یه جعبه بیارم
منم که دیگه حالم ازت گرفته شده زیر لب غرغر کنان میرم و میارمش و وایمیسم کنارت
یه نگا به صورت مچاله م میکنی و خنده ت میگیره
بازومو میگیری و منو مینشونی تو بغلت
منم که مثلا قهر کردم جعبه رو با سردی باز میکنم و میبینم توش پر از پاستیل خرسیه
از خوشحالی جیغ میزنمو میبوسمت
تو ام که دیگه شادی منو دیدی میگی درسته سرم شلوغه ولی یادم نمیره خانوم خانومای خودمو خوشحال کنم
بعدشم من مث همیشه تو آغوش امنت آروم میگیرمو دونه دونه پاستیلا رو باهم میخوریم
یکی من
یکی تو
اینیعنیزندگی!اوف خانوم خانومای من!!
که تو خسته و کوفته از سر کار میای
با اخم ولو میشی رو کاناپه
کانالا رو بالا پایین میکنی و سر آخر تلویزیونو خاموش میکنی و کنترلو پرت میکنه یه گوشه
بعد خیره به زمین بم میگی برم از جیب کاپشنت یه جعبه بیارم
منم که دیگه حالم ازت گرفته شده زیر لب غرغر کنان میرم و میارمش و وایمیسم کنارت
یه نگا به صورت مچاله م میکنی و خنده ت میگیره
بازومو میگیری و منو مینشونی تو بغلت
منم که مثلا قهر کردم جعبه رو با سردی باز میکنم و میبینم توش پر از پاستیل خرسیه
از خوشحالی جیغ میزنمو میبوسمت
تو ام که دیگه شادی منو دیدی میگی درسته سرم شلوغه ولی یادم نمیره خانوم خانومای خودمو خوشحال کنم
بعدشم من مث همیشه تو آغوش امنت آروم میگیرمو دونه دونه پاستیلا رو باهم میخوریم
یکی من
یکی تو
اینیعنیزندگی!اوف خانوم خانومای من!!
- ۵.۶k
- ۰۶ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط