روزگاری دل رمیده ی من

روزگاری دل رمیده ی من
از دو گلچهره بوسه ای میخواست

آن یکی سرکشید و ناز افزود
وین یکی بوسه داد و بزم آراست

این یکی از شراب بوسه خویش
کرد سرشار مستی طربم

وان یکی در سراب وعده ی دور
میداوند هنوز تشنه لبم

بوسه هایی که این یکی داده ست
گر چه شیرین تر از می و شکر است

دل دیوانـه بـاز مـی گـویـد
لذت آن نداده بیشتر است!

"هوشنگ ابتهاج"
دیدگاه ها (۳)

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

#شمالروزگاری دل رمیده‌ی من از دو گلچهره بوسه‌ای میخواستآن یک...

هربیت لبت مصرعی از جام شراب استمستانه ترین زخمه ی سنتور و رب...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..و لبم تشنه ترین تشنه ی ...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..و لبم تشنه ترین تشنه ی ...

دل من ساکن یک کوچه ی نفرین شده است ..و لبم تشنه ترین تشنه ی ...

خبر از دل چه بگویم که گرفتار تب استدل بیحوصله چندیست که جانش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط